سكوتم دريچه ناميدي نيست مادر
اين عشق تو
خواب تو
تبسم صبحگاهي تو
همدردي لحظه هاي آرامبخشي ديروزت
دارد تنحائي را
از صورت خسته من
از دنياي غرق به ساحل
از خزان زرد و دلگير
در دامنه هاي كوه ميبرد
پس وجودت را با خود
عشق ات را در قلب
اميد ات را در پيش
در پرواز به سوي لبخندي فردايت ميشتابم
پس از اين دوري
ديگر ترسي نيست
!روزت مبارك مادر